تبليغاتX
من از معماری متنفرم؟

photo by arash kharabi                         iiiiii           

من از سگ و معماری و سپیا متنفرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 23:16  توسط آرش خارابی  | 
روز و شب زنی که کسی برایش شعری نمی سراید

هیچ شعری شاعر ندارد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 21:26  توسط آرش خارابی  | 

photo by : arash kharabi, hamooni ke az dast hamkelasi bazi doostan raft saghakhoone

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 2:25  توسط آرش خارابی  | 
 

rainbow house

 photo by: arash kharabi                                       

فوکوسشا درست کن...کمی کراپ بیشتر...نورهایی مزاحم و ترکیی غیرتکنیکی...فقط حیف که هیچ معمار احمقی نمیتواند به چیزی جز زیبایی تکنیکی بناها فکرکند...حیف که نمیتواند بفهمد این چوبای کرمو و این رنگهایی که چنین ناشیانه بر دیوارها نقش بسته اند از تمام دنیای بناهای فکر شده! و مرتب آنها بکرتر و دوستداشتنی تر هستند..دلت زمانی میخواهد تا بی دغدغه مزاحمانی که تو را امر به چگونه نشان دادن بهتر زیبایی ها میکنند آرام آرام به آغوشش بکشی...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 19:47  توسط آرش خارابی  | 
 

ما به این میگیم نتیجه نظریات و فکرهای حاضر و آماده...یعنی همون حرفای کنسروی...

استانداری گیلان 

استانداری گیلان

آرشیتکت: مهدی رییس سمیعی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 18:37  توسط آرش خارابی  | 
به ما ربطی نداره ولی اوناییکه معتقدند معماری گذشته برای گذشتتگان مناسب است برای این حرف دلیلی دارند یا صرفا به عنوان یک گزاره بدیهی آن را پذیرفته اند؟!    

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 22:21  توسط آرش خارابی  | 
 وقتی که از  آدرس  blogfa.ir  هم میشه به blogfa.com دسترسی پیدا کرد طبیعتا بیشتر مشتریش شدم بالاخره یه کلمه هم یه کلمه است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 1:12  توسط آرش خارابی  | 
..ترا حضرت عباس اون بیل را کنار بزار... آقا جون عزیزت نریز...اوهوی یارو با توام..این چس مثقال جا را خونه ارواح کردی از بس این روح معماری (مدرن/معاصر/پست مدرن/اولترا مدرن/ایرانی) را چپوندی توش...  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 20:11  توسط آرش خارابی  | 

لحظه ی برخورد گلوله و پخش شدن خون برای کسی که دستور تیر را داده اهمیتی ندارد، برای او مهم، از بین بردن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 21:58  توسط آرش خارابی  | 
 

 

از جلوی گل فروشی رد می شدم...دیدم قشنگترین گلش نیست...اس ام اس زدم ببینم کجایی؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 21:56  توسط آرش خارابی  | 
تیر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 21:54  توسط آرش خارابی  | 
 

 

 

منم مثل کامران نمیدونم چرا دارابش که مسئول تهیه اون قسمت از کتاب مساجد معاصر خاورمیانه که مربوط به معرفی مساجد معاصر ایران بود این مسجد را فراموش! کرد...مخصوصن اگه به جای کامران عدل از عکسهای من استفاده می کرد....

 

 

 

 

 

 !diba kharabi

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 21:39  توسط آرش خارابی  | 
 

توجه توجه: به دلیل درخواست های مکرر و استقبال وبلاگ نویسان جهت شرکت در مسابقه مهلت ثبت نام تا 20 اردیبهشت تمدید شد. 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 2:3  توسط آرش خارابی  | 
هر کس که تو طویله بدنیا بیاد ، الزاما خر نیست...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 2:30  توسط آرش خارابی  | 
 

قدیما اونجا.....تو پرشین بلاگ یه وبلاگ نارنجی داشتم.......

اینم یکی از پستهاش بود:

 

درک احمدعلی از فوتبال

 اولهای جام(ملتهای اروپا) بود، با بچه ها داشتیم فوتبال نگاه میکردیم که احمد گفت چه خوب میشه اگه سوئد وهلند به هم بخورند.

       گفتیم : حتما به خاطر سیستمها و تاکتیهای این دو تیم میگه که اگه به هم بخورند بازی فوق العاده قشنگی میشه.

       از خودش که پرسیدیم چرا؟!

       گفت:سوئد و طرفداراش زرد زردند وهلند و هواداراش نارنجی نارنجی، زمین ورزشگاه هم که سبز، ترکیب رنگ چه داخل زمین، چه روی سکوها فوق العاده قشنگ میشه.

      همین طور هاج و واج همدیگر را نگاه میکردیم که دو زاریم  افتاد. پرسیدم:احمد علی آخرین کتابی که

خوندی چی بود؟           

        من و من کنان جواب داد:     هنر رنگ ايتن!!!......

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 14:42  توسط آرش خارابی  | 

ای کاش حوصله تایپ کردن داشتم تا میتونستم از کتاب هنر مدارس بنویسم.....از اینکه این کتابها به جای اینکه سلیقه بچه ها را بالا ببره و یا هدفش افزایش قدرت خلاقیت اونا باشه و یا حداقل کارکرد هنر را تو همین زدگی معمولی و روزمره بهشون نشون بده تنها کاری که میکنه اینه که یه قلم بده دستشون و مجبورشون بکنه که بنویسن آدمی را آمیت لازم است...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/25ساعت 1:21  توسط آرش خارابی  | 

DON'T TAKE YOURSELF TOO SERIOUSLY

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/07ساعت 18:29  توسط آرش خارابی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 13:27  توسط آرش خارابی  | 
بچه نیم وجبی که بالاخره اجازه تنها بیرون رفتن را پیدا کرد پرسید که ولگردی از وبگردی گرفته شده؟
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 19:22  توسط آرش خارابی  | 
هر چی بالاتر٬ دورتر٬ کثیفتر٬ بهم ریخته تر یا هر چی فروشنده بی حوصله تر و بد اخلاقتر٬ خرید بهتر و مطمئن تر و ارزان تر
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 12:46  توسط آرش خارابی  | 
balck snow

این برفی ترین عکسی است که گرفته ام ... تعطیلات برفی شمال را بدون سفیدی که با سیاهی طی کردم، نه سیاه و پلید که درخشان و براق و خیره کننده که سیاه و آرامش...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/06ساعت 0:7  توسط آرش خارابی  | 

چرا سرزمین معماران خوشحال؟ حکایت مسابقه سردر دانشکده معماری سوره مثال روشن این سرزمین است، مسابقه ای برگزار می کنند، هزینه ای صرف می شود و در جمع دوستانه و پر از صمیمیت! داوران کارهایی انتخاب می شود، جوایز را تقسیم می کنند و ماچی و موچی و خداحافظ، جالب اینجاست که دوباره چند ساعت بعد از آشفتگی شهر و ناکارایی های دیگران و مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می گویند، باز هم صد رحمت به بساز و بفروشها، با مبلغی خیلی کمتر از هزینه برگزاری این مسابقه حداقل می توانستند دری نصب کنند که رهگذران دانشکده معماری را با گاراژ... یا ...خانه! اشتباه نگیرند.    

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 23:48  توسط آرش خارابی  | 
نظرات دو داوری که بالاترین و پایین ترین امتیاز را به ما دادند:

 

A very poetic idea — a reflection on liberty — sets the context for this proposal. The essay proceeds by situating the promise of liberty in a set of nested societal groupings: from family, to ethnicity, and city. This is a welcome enrichment to the usual focus on individual, and one more relevant to most of the world. However, the specific proposal for a competition is still too vague — a "space of freedom". What is that? If in the public realm of the city, as proposed, wouldn't it be experienced very differently by men and women? Focusing on a specific building type could be very helpful

............

This is a very dramatic entry. The issues you raise are incrediby important. At the same time, they are incrediby complex. I am not sure you have been able to isolate a specific idea for an intervention that would actually be the nucleus for a solution. I find the idea of a "new architectural typology" very intriguing. What in ths context this could possily look like or be is very diffciult to imagine. Different societies view space in different ways. Do all societies with limited spatial freedom also lack mental freedom? Conversely, does unlimited spatial freedom necessarily create mental freedom? These are fascinating questions - and ones which you wil need to address should you proceed to the next stage

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 0:18  توسط آرش خارابی  | 

$$Dear Bo

In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need $ of u$ worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ervice to your company 

I am $ure you will gue$$ what I mean and re$pond $oon

Your$ $incerely
Anku$h

The next day, the employee recieved this letter of reply 

Dear Ankush

I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing NOticeably well as yet 

NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt sure if the United States may go into a NOther recession. After the NOvember presidential elections things may turn bad 

I have NOthing more to add NOw. You kNOw what I mean 

Yours truly
maNAger

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 1:37  توسط آرش خارابی  | 

charlie chaplin in a charlie chaplin look alike contest in monte carlo came in third 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 3:25  توسط آرش خارابی  | 

 !

(!) بیش از آنکه علامت تعجب باشد برای من علامت جلب توجه است، میان جمله ها که کاشته میشود به یاد سریالهای کمدی آمریکایی می افتم و خنده های ضبط شده میان آنها که به هر بهانه ای بلند میشود.

پله ها هم با مکثی که ایجاد میکنند و جلب توجهشان یادآوری می کنند که حواسمان باشد، معماری که از پله استفاده میکند، مقصودش گرفتن نگاه دیگران است، می خواهد بنایش را نشان دهد، هدفش چیزی فراتر از تصحیح اختلاف سطوح است، این پله ها می توانند معیاری برای سنجش شخصیت معمار نیز باشد، معماری که به کار خود مطمئن است و یا می خواهد کار خود را محو کند، پله ها را تا حد امکان حذف میکند یا جز به ضروت از آن استفاده نمیکند و شاید حتی توجهی به این ویژگی پله ندارد، اما آرشیتکتی که خالصانه به بنایش مینگرد یا دنبال نمایش طرحش به کاربران است، پله ها را چنان طراحی میکند که جنبه های مورد تاکید طراح را در بهترین حالت ممکن به نمایش بگذارد.

پله های پروژه "Frøsilos"گروه "MVRDV"نیز به نحوی طراحی شده که توجه بازدیدکنندگان را به آن قسمت از کارهای رایت که هرگز دیده نشده است جلب کند، توجهی که خود رایت با طراحی رمپ یکسره موزه گوگنهایم نیویورک نشان داد چندان دنبال جلبش نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 3:7  توسط آرش خارابی  | 
گفت برای تولدها ترجیح میدهی چه هدیه ای بخری؟  

گفتم ترجیح می اینه که کسی برای من چیزی نخره تا منم چیزی نخرم

گفت چرا؟ یعنی از هدیه هات خوشت نمی آد؟

گفتم نه! هیچ کدام آنها برایم جذاب نیستند.

گفت من میدونم که تو از چی خوشت میاد! از وسایل عجغ وجغ که نارنجی هم باشند

گفتم چرا عصبانی شدی؟ منظوری نداشتم!

گفت  //(*)،/()*،//~!¤!//٬!٫¤،)*،//":"}"{+ـ(!٬٫٬٬٬٬٬٫¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤٪)*×٪(*)!

گفتم چرا به خودت می گیری؟

گفت  ٬¤٫×٪٫*،)*ـ*،؟><()*،×٪٫¤،،×()،××٪×٪¤¤٪¤٪٫٬٫¤٪)*،

گفتم  *،)(؟*×٪،×٪٫!٫٪٫!٬٫¤!٬٫¤()*،)(ـ+ـ)(،*

گفت

گفت

گفت

گفتم حالا بیا بریم بستنی بخوریم

جیغ زنان گفت ٬¤!٫٪¤٬!٫٬¤¤٫٬!×٪*×)،*(*)،*())،××؟؟؟،٪،*،*٪¤،٪×،)*،×())*¤٬٫٪

گفت

گفت

گفتم امکان داره خفه شی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 13:59  توسط آرش خارابی  | 
درباره ی وبلاگ و نویسنده ش :

اینجا نوشته ها تاریخ ندارن...ساعتم ندارن...نظرم نمی خوان...فقط برگایی از روزای بی تاریخ و دفترای بی ورقن...و درباره ی خودم...شلوار جین تک زیپ می پوشم...به موسیقی،معماری و نوشتن خیلی زیاد علاقه دارم...تنهام...تنها هم میمونم...هنوز هم وسیع نشدم...

http://tahavoe.blogsky.com//

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 13:17  توسط آرش خارابی  | 

معماری خوشحال

One of the great, but often unmentioned, causes of both happiness and misery is the quality of our environment: the kind of walls, chairs, buildings and streets we’re surrounded by

And yet a concern for architecture and design is too often described as frivolous, even self-indulgent. The Architecture of Happiness starts from the idea that where we are heavily influences who we can be - and argues that it is architecture’s task to stand as an eloquent reminder of our full potential

Whereas many architects are wary of openly discussing the word beauty, the book has at its centre the large and naïve question: ‘What is a beautiful building?’ It amounts to a tour through the philosophy and psychology of architecture, which aims to change the way we think about our homes, streets and ourselves

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 0:0  توسط آرش خارابی  | 
  

Hasta Siempre" by Natalie Cordone"     

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 23:34  توسط آرش خارابی  |